این بار سرنوشت از سیاست به ما نظر کرد و داغ دیگری بر دلها گذاشت ....
بعد از خداحافظی مظلومانه مهدی مهدوی کیا و علی کریمی از فوتبال اینبار نوبت به پیر مرد سیاست رسید تا مزد تلاشهای خود را با بی مهری شورای نگهبان بگیرد
او بگفته خود برای حمایت و کمک به مردم آمده بود! اما براستی قصد وی از دوخول به این میدان کمک بوده؟
پاسخ خیر می باشد زیرا همه می دانند که فرزندان وی دارای پرونده های فساد مالی در دستگاه قضا می باشند و هاشمی نیز احساس خطر کرده بود و برای همین هم به این میدان داخل شد تا بتواند با کسب حداکثر آرا فرزندان خود را آری از هرگونه گزند دوباره به آغوش دولت بازکرداند و پستهای مهم مدیریتی را برایشان فراهم آورد ...
هاشمی با ورود به این عرصه حتی چهره عارف را خراب کرد او که با همسر خود وارد وزارت کشور شده بود و مدل جدیدی را از سیاست به نمایش گذاشته بود هاشمی با ورودش اورا محو کرد، عارف که از سوی جنبش سبز و اصلاحات آمده بود به یکباره نابود گشت و جایی در فضای اینترنت و مجازی سخنی از وی نبود!
هاشمی که خود میدانست با توجه به سن بالایش احتمال رد صلاحیتش هست بازهم خطر کرد و فکر آبروی سی و چند ساله خود نبود و فقط فقط به این فکر میکرد که فرزندانم چه؟؟؟؟ زیرا میدانست که اگر فرزندانش به چنگ قوه قضاییه بیافتند به این آسانی ها رهایی پیدا نمیکنند . و او ایبنار در محاسبات خود اشتباه کرد و فکر نمیکرد که هرگز صلاحیتش احراز نشود اما غافل از اینکه دیگر دوران اوایل انقلاب نیست و او نیز دیگر اکبر هاشمی رفسنجانی بهرمانی سابق نیست و یال و کوپالش ریخته و دیگر ابهت سابق را ندارد زیرا اگر اینچنین بود الان جزو 8 نفر بود یا اینکه حسن روحانی قبل از احراز صلاحیتها به نفعش کنار میکشید که هیچکدام اینگونه نشد.....!
و پندی بزرگ از قدیم الایام هست که میگوید: درب هرگز روی یک پاشنه نمیچرخد.....
No comments:
Post a Comment